| بال بگشا |
|
بشكن اين سكوت را ...! سكوتي كه سالها درد و رنج را در سينه دردمند تو پنهان كرده و صبورانه در پس لبخندي تلخ اسارت را تجربه ميكند . وقت تنگ است ...! بگذار سينه ات از درد خالي شود ؛ شايد اين رهايي مرحمي باشد بر بالهاي زخم خورده و نحيف تو ...
آسمان تو را مي خواند ؛ نجابتت را ، صداقتت را . بال بگشا ... تو براي اوج گرفتن نردباني از آدميزاد نمي خواهي ! نگاه تو آسماني است . بال بگشا ... "وفا"
|
|+|
نوشته شده توسط وفا و صفا در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت 2:45 بعد از ظهر


