| مناجات |
|
الهی ظاهری داریم شوریده، باطنی داریم در خواب. سینه ای داریم پر آتش. دیده ای داریم پر آب، گاه درآتش سینه می سوزیم و گاه از آب چشم غرقاب الهی دلی ده که در کار تو جان بازیم و جانی ده که کار آن جهان سازیم الهی دانایی ده که از راه نیفتیم و بینایی ده که در چاه نیفتیم. دست گیر که دستآویزی نداریم. بپذیر که پای گریزی نداریم الهی عمر بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم. گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم الهی بر سر از خجالت گرد داریم و رخ از شرم گناه زرد داریم الهی در سر خمار تو داریم و در دل اسرار تو داریم و بر زبان استغفار تو داریم الهی اگر گوییم ثنای تو گوییم و اگر جوییم رضای تو جوییم الهی بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن و به گناه روی ما را سیاه مکن الهی به لطف ما رادستگیر و به کرم پای دار. دل در قرب کرم و جان در انتظار و در پیش حجاب ها بسیار. حجابها ازپیش ما بردار و ما را به ما مگذار یا رحیم یا غفار و یا حلیم و یا ستار "خواجه عبداله انصاری"
|



